مهریه
آیا حاضرید برای رسیدن به دختر مورد علاقه خود هر مقدار مهریه ولو نامعقول را بپذیرید![]()
خانم های محترم چطور؟آیا مقدار مهریه از نظر مادی برای شما اهمیت دارد؟![]()
زندگی ما روز به روز به سمت تجمل و مادی گرایی پیش میره
به طوری که امروزه ازدواج برای یک جوان به یک معضل تبدیل شده![]()
در صورتی که ما ادعای مسمان بودن داریم و میگوییم که ازدواج نیمی از ایمان است یا همچین چیزی
الان دقیق یادم نیست![]()
در بلاد کفر هزینه ازدواج به مراتب بسیار کمتر و شرایط آن بسیار آسانتر از کشور اسلامی است![]()
این جاست که به این سخن معروف پی میبریم که :
در آنجا اسلام (بلاد کفر)ندیدم ولی مسمان دیدم و در اینجا اسلام می بینم ولی مسلمان نه![]()
بیایید فرهنگ ازدواج اسان را از خودمان شروع کنیم![]()
من به شخصه از همسر اینده ام توقع جهاز دادن آنچنانی ندارم و همچنین زیر بار مهریه غیر معقول نیز نمیرم![]()
دوست دارم نظرات شما در مورد مهریه رو بدونم...منتظرم![]()
حالا به ماجرای زیر توجه کنید...البته امیدوارم بد آموزی نداشته باشه![]()
پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهريه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و يك جلد ديوان شمس تبريز به خط خودش در نظر بگيرد، نمىدانست چند سال بعد بايد چند هزار بيت شعر ديوان شمس را بنويسد . به نوشته « ايران»، چندى پيش، زنى جوان به شعبه 264 دادگاه خانواده 121 مراجعه و با ارائه دادخواست طلاق به قاضى نحوى گفت: چند سال پيش بود كه جوان مهندسى به خواستگارىام آمد. از همان اول تصميم گرفتم كه بناى زندگىمان را بر پايه تفاهم و عشق و عرفان بگذارم اين بود كه براى مهريهام، پانصد هزار شاخه گل سرخ و ديوان شمس به خط شوهرم و چهارده سكه بهار آزادى تعيين كردم. فكر مىكردم اگر او حاضر شود چنين مهريهاى را بپذيرد، بايد از انديشه بالايى برخوردار باشد. وى گفت: او هم پذيرفت و ما بعد از ازدواج، زندگى مشتركمان را آغاز كرديم. در اين مدت با اينكه از نظر عقيدتى ميان من و شوهرم تفاوتهايى بود و گاهى مشكل پيدا مىكرديم ولى من سعى مىكردم با گذشت باعث حفظ زندگى مشتركم شوم. وى ادامه داد: تا اينكه بعد از چند سال، روز به روز بر اختلاف ميان من و اواضافه شد و شوهرم و من به اين نتيجه رسيده ايم كه ديگر امكان ادامه اين زندگى وجود ندارد و به همين علت من به دادگاه خانواده مراجعه كرده و تقاضاى دريافت مهريه و طلاق دارم . با درخواست اين زن جوان، قاضى دستور احضار اين مرد را به دادگاه داد. اين مرد جوان در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى! من و همسرم با اينكه از ابتدا سعى داشتيم تا پايههاى زندگى مشتركمان را استحكام ببخشيم موفق نشديم و به همين علت من هم فكر مىكنم بهتر است تا از يكديگر جدا شويم .
وى گفت: طبق مهريهاى كه براى همسرم تعيين كردهام، بايد ديوان شمس را به خط خودم براى او بنويسم و پانصدهزار شاخه گل به او بدهم . قاضى نحوى پس از استعلام از اتحاديه گلفروشان، قيمت پانصدهزار شاخه گل را كه بخشى از مهريه عروس جوان بود، 150ميليون تومان محاسبه كرده و در حكمى به داماد جوان اعلام شد كه وى موظف به پرداخت 150 ميليون تومان ـ قيمت پانصد هزار شاخه گل سرخ ـ چهارده سكه بهار آزادى و نوشتن از روى اشعار ديوان شمس تبريزى است
معلوم شد که آقای مهندس نه اهل عرفان بوده نه اهل حساب وکتاب و ریاضی وباغبانی وبازار و بطور کلی چهار عمل اصلی را هم بلد نبوده ننه مرده![]()
ی برنامه ایی تو تی وی دیدم که خیلی جالب بود
در مورد کسانی که تا حالا مغز خودشون رو برای تحقیقات علمی اهدا کردند
جالبترینش این بود که یک زن مشهور فمنیست برای اینکه ثابت کنه مغز زنان از مردان کوچکتر نیست
مغز خودش رو اهدا کرده بود
اینجاست که باید گفت به سلامتیش![]()














